مرتضى مطهري
74
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
اجتماعى نيست بلكه نوعى است مغاير با همهء آنها ، همهء آنها يك نوع و اين نوعى ديگر است . تمدن جديد و فلسفهء جديد از اهميت و استقلال حيات خانوادگى كاسته است و پيوندهاى آن را سست كرده است ( 1 ) بسيارى از وظايف خانوادگى و حقوق خانوادگى را از خانواده گرفته ، به اجتماع بزرگ يعنى به دولتها و پانسيونها و كودكستانها و غيره داده است و طرفدار اين است كه خانواده نوعى جدا نيست ، عليهذا بايد حقوق و تكاليف و مجازاتها و تربيتهاى مشابهى با ساير شركتها داشته باشد . ما بايد در فلسفهء زندگى خانوادگى بحث كنيم تا معلوم شود حق با كدام طرف است . روح زندگى خانوادگى و تعريف آن ، اختصاص دو انسان است ( يكى مرد و يكى زن ) به يكديگر . نقطهء مقابل ، اشتراك جنسى است كه هيچ گاه در دنيا پذيرفته نشده است . افلاطون براى فيلسوفان حاكم پيشنهاد كرد و خود پس گرفت . كمونيستها نيز پيشنهاد خود را پس گرفتند ، زيرا سخت بر خلاف غريزهء فطرى بشر است . فلسفهء اين اختصاص چيست ؟ فلسفهء اين اختصاص چند چيز است ( 2 ) :
--> ( 1 ) بلكه به قلب زندگى خانوادگى زده و آن را سست كرده است . بعضى اين سستى را معلول ماشينى شدن و صنعتى شدن زندگى مىدانند ، ولى علت بزرگتر يك سلسله افكار فلسفى مخرب است . ( 2 ) از نظر بعضىها فلسفهء اين اختصاص لذت بيشتر بردن از زندگى است ، به معنى اينكه تشكيل خانواده تأسيس يك شركت است با سرمايه هاى انسانى براى بهره بردارى بيشتر از لذت زندگى و براى تمتع بيشتر از شهوات . حقيقت اين است : اگر منظور فقط استمتاع شهوانى حيوانى باشد باورى نيست كه اختصاص از اشتراك اثر بيشتر داشته باشد ، و اگر منظور لذت و تمتعى است كه در سايهء وحدت دو روح و صميميت آنها با يكديگر پيدا مىشود - و هيچ چيز مانند اتحاد دو روح لذت بخش و باشكوه و عالى و پرجلال نيست - مطلب صحيحى است ولى فلسفهء ديگرى غير از آنچه در شمارهء « ب » خواهد آمد نيست . طرفداران اشتراك مدعى هستند كه عامل پيدايش اختصاص خانوادگى همان عامل پيدايش مالكيت است زورمندان زنان بهتر را به خود اختصاص دادند و به ترتيب الاقوى فالاقوى اختصاص پيدا شد و ضعيفان به زنهاى پست و بدگل اكتفا كردند ، و چون زنان زور نداشتند نتوانستند از خود اختيار اعمال كنند و در حقيقت اختصاص خانوادگى نوعى مالكيت است كه مملوك از نوع انسان است و آن هم انسان مؤنث .